خبرآگاهی‌رسانی

به مناسبت نخستین سالگرد درگذشت استاد محمود فرشچیان

چگونه محمود فرشچیان نگارگری ایرانی را به یک زبان معاصر تبدیل کرد؟

نویسندهمدیر سامانهانتشار۱۴۰۵/۰۵/۱۹زمان مطالعه2 دقیقهبازدید20
به مناسبت نخستین سالگرد درگذشت استاد محمود فرشچیان
اهمیت فرشچیان فقط در مهارت کم‌نظیر او در طراحی، رنگ و ترکیب‌بندی خلاصه نمی‌شود. آنچه جایگاه او را متفاوت می‌کند، توانایی‌اش در تغییر زبان نگارگری بدون بریدن از ریشه‌های آن است. او عناصر آشنای نگارگری ایرانی را حفظ کرد، اما به آنها حرکت و آزادی تازه‌ای بخشید. خطوط در آثار او دیگر صرفاً مرز پیکره‌ها نیستند؛ حرکت می‌کنند، می‌پیچند و چشم را در سراسر تصویر هدایت می‌کنند. پیکره‌ها نیز در سکون نمی‌مانند؛ گویی هر کدام بخشی از یک موسیقی بصری‌اند. از همین رو، آثار فرشچیان را نمی‌توان صرفاً بازسازی نگارگری کلاسیک دانست. او سنت را تکرار نکرد؛ آن را دوباره خواند. این نگاه را می‌توان در آثاری مانند «عصر عاشورا» نیز دید؛ جایی که موضوع تاریخی به یک تجربه انسانی تبدیل می‌شود. اهمیت اثر فقط در آنچه دیده می‌شود نیست، بلکه در آن چیزی است که حضور ندارد؛ در فضای خالی، انتظار و اندوهی که بدون روایت مستقیم، به مخاطب منتقل می‌شود. شاید راز ماندگاری فرشچیان همین باشد: او نگارگری را از گذشته جدا نکرد، اما اجازه نداد در گذشته متوقف شود. فرشچیان، فرزند اصفهان، از شهری آمد که هنر در آن مرز مشخصی میان معماری، نقش، رنگ، خط و زندگی نمی‌شناسد. اما هنر او در همان جغرافیا باقی نماند. نگارگری را به زبانی تبدیل کرد که می‌توانست با مخاطب امروز، در هر نقطه‌ای از جهان، ارتباط برقرار کند و در عین حال هویت ایرانی خود را حفظ کند. به همین دلیل، میراث فرشچیان را نباید تنها در آثار باقی‌مانده از او جست‌وجو کرد. میراث اصلی او شاید جسارتِ دوباره دیدن سنت باشد. او به ما یادآوری کرد که ایرانی ماندن، الزاماً به معنای تکرار گذشته نیست؛ می‌توان ریشه‌ها را حفظ کرد و شکل تازه‌ای برای ادامه دادن آنها یافت. یک سال پس از رفتن استاد، شاید مهم‌ترین پرسش درباره او این نباشد که چه آثاری آفرید، بلکه این باشد: نسل ما با میراثی که او دوباره زنده کرد، چه خواهد کرد؟ پاسخ این پرسش، آینده نگارگری ایران را رقم خواهد زد.