مقاله تحلیلیآموزش عملی
صنایعدستی باید از حاشیه گردشگری، به متن اقتصاد شهر بیاید
سالهاست که صنایعدستی در بسیاری از شهرهای ایران، بهویژه اصفهان، بیشتر بهعنوان «سوغات گردشگران» شناخته میشود؛ در حالی که ظرفیت واقعی این حوزه بسیار فراتر از فروش چند محصول به مسافران است.

سالهاست که صنایعدستی در بسیاری از شهرهای ایران، بهویژه اصفهان، بیشتر بهعنوان «سوغات گردشگران» شناخته میشود؛ در حالی که ظرفیت واقعی این حوزه بسیار فراتر از فروش چند محصول به مسافران است. اگر قرار است اقتصاد شهری متنوع، پایدار و مقاوم شکل بگیرد، صنایعدستی باید از حاشیه گردشگری خارج شده و به یکی از ارکان اصلی اقتصاد شهر تبدیل شود.
صنایعدستی تنها یک فعالیت هنری نیست؛ بلکه زنجیرهای کامل از طراحی، تولید، آموزش، نوآوری، بستهبندی، بازاریابی، صادرات، اشتغال و هویت فرهنگی را در بر میگیرد. هر کارگاه فعال صنایعدستی میتواند علاوه بر حفظ یک هنر اصیل، فرصتهای شغلی مستقیم و غیرمستقیم متعددی ایجاد کند و ارزش افزودهای به مراتب بیشتر از فروش مواد اولیه به اقتصاد کشور بیفزاید.
وابسته کردن سرنوشت صنایعدستی به گردشگری، این بخش را در برابر هر بحران آسیبپذیر میکند. تجربه سالهای اخیر نشان داد که کاهش سفرها، شیوع بیماریها، نوسانات اقتصادی یا حتی تنشهای منطقهای، میتواند بازار صنایعدستی را به شدت تحت تأثیر قرار دهد. در مقابل، اگر صنایعدستی بر پایه بازارهای داخلی، فروش آنلاین، صادرات هدفمند، همکاری با طراحان، معماری داخلی، هتلها، شرکتها و بازار هدایا توسعه یابد، دیگر تنها به ورود گردشگر وابسته نخواهد بود.
اصفهان بهعنوان پایتخت صنایعدستی ایران، ظرفیت آن را دارد که الگویی نوین از اقتصاد خلاق ارائه کند. حضور صدها رشته فعال صنایعدستی، استادکاران برجسته، دانشگاهها، مراکز آموزشی و زیرساختهای تجاری، فرصتی استثنایی برای شکلگیری یک اکوسیستم اقتصادی مبتنی بر هنر فراهم کرده است. اما تحقق این هدف، نیازمند تغییر نگاه از «محصول فرهنگی» به «دارایی اقتصادی» است.
در بسیاری از کشورهای موفق، صنایع خلاق سهم قابل توجهی از تولید ناخالص داخلی را تشکیل میدهند. در چنین الگوهایی، دولتها و بخش خصوصی با ایجاد برندهای معتبر، حمایت از نوآوری، تسهیل صادرات و توسعه بازارهای دیجیتال، صنایعدستی را به یک صنعت درآمدزا تبدیل کردهاند؛ صنعتی که هم اشتغال ایجاد میکند و هم هویت ملی را تقویت میسازد.
امروز بیش از هر زمان دیگری، زمان آن رسیده است که صنایعدستی در برنامهریزیهای شهری، اقتصادی و سرمایهگذاری جایگاهی همتراز با سایر صنایع پیدا کند. حضور در نمایشگاههای بینالمللی، توسعه فروشگاههای تخصصی، استفاده از فناوریهای نوین، برندسازی حرفهای و تقویت صادرات، تنها بخشی از اقداماتی است که میتواند این بخش را به موتور محرک اقتصاد شهری تبدیل کند.
آینده صنایعدستی زمانی تضمین خواهد شد که آن را نه صرفاً یک یادگار فرهنگی، بلکه یک سرمایه اقتصادی بدانیم؛ سرمایهای که اگر بهدرستی مدیریت شود، میتواند هم اشتغال بیافریند، هم ارزآوری داشته باشد و هم نام اصفهان و ایران را در بازارهای جهانی پررنگتر از همیشه مطرح کند.